الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
145
أصول الفقه ( فارسى )
فرق مىكنند مىتوان يكى از دو معناى فور يا تراخى را فهميد . قول حق ، قول اخير است و دليل برآن ، مطلبى است كه قبلا دانستى و آن اينكه صيغهء افعل فقط بر نسبت طلبيه دلالت مىكند ، كما اينكه مادهء امر وضع نشده مگر براى خود حدث ( فعل ) كه در آن هيچيك از خصوصيات وجودى فعل ، لحاظ نشده باشد . و بنابراين ، صيغهء امر - نه از حيث هيئت و نه از جهت ماده - دلالتى بر فور يا تراخى ندارد . بلكه براى دلالت بر اين دو ، دالّ ديگرى لازم است . بنابراين اگر دالّ ديگرى نباشد ، مقتضايش جواز انجام مأمور به است چه فورا و چه با تراخى . اين مقتضا ، با نظر به خود صيغه است ، امّا با نظر به دليل خارجى منفصل ، برخى گفتهاند دليل خارجى دالّ بر فوريت در همهء واجبات به نحو عموم داريم ، مگر اينكه در يك مورد خاص ، دليل مخصوصى صريحا بر جواز تراخى دلالت كند . براى مدعاى فوق ( وجوب فوريت ) دو آيه ذكر كردهاند : ( آيهء اول ) : كلام خداوند در سورهء آل عمران آيهء 127 است كه مىفرمايد : « وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ » يعنى : به سوى مغفرت پروردگارتان ، سرعت بگيريد . و تقريب استدلال اين است كه شتاب گرفتن به سمت مغفرت ، جز به سرعت گرفتن به سمت اسباب مغفرت ، ممكن نيست . و سبب مغفرت ، انجام مأمور به است . چون مغفرت فعل خداى متعال است و معنا ندارد كه عبد به سمت آن سرعت بگيرد و بنابراين ، چون صيغهء افعل ظهور در وجوب دارد ، پس سرعت گرفتن براى انجام مأمور به ، واجب است . ( آيهء دوم ) : كلام خداى متعال در سورهء بقره آيهء 143 و سورهء مائده آيهء 53 است كه مىفرمايد : « فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ : يعنى در خيرات ، مسابقه بگذاريد » و سبقت گيرى در خيرات ، به عبارت ديگر همان انجام فورى آنهاست . و جواب از استدلال به هر دو آيه اين است : خيرات و سبب مغفرت همان گونه كه بر واجبات صادق است بر مستحبات نيز صادق است . پس سرعت و مسابقه شامل مستحبات نيز مىشود و بديهى است كه در آنها ، سرعت گرفتن واجب نيست ، چون وقتى مىتوان آنها را به طور كلى ترك كرد ، پس چگونه مىتوان قائل به وجوب مسارعت در آنها شد ؟ حال كه مسارعه و مسابقه شامل كليهء مستحبات مىشود اين خود قرينه است بر اينكه سرعتگيرى به نحو الزامى نيست و بنابراين در عموم واجبات هم دو آيهء فوق دلالتى بر فوريت ندارند .